اصول هشت گانه مدیریت


اصول هشت گانه مدیریت بعنوان اصول مهم درهرسازمانی شناخته میشودکه بارعایت آنهامیتوان سازمان رابه رشد و تعالی رساند. همچنین میتوان توانمندی یک سازمان رابراساس وجود اصول هشت گانه مدیریت درآن سنجید. اصول هشت گانه مدیریت بشرح زیراست:

اصل اول: مشتری مداری

عرضه و تقاضا درچارچوبهای سنتی دیگرقابل تعریف نیست و بایدراهکارهای جدیدبرای جلب رضایت هرچه بیشتر مشتری و پس ازآن حفظ ارتباط بامشتری ااکه منجربه تداوم فروش نیز میشود درپیش بگیریم.ازاینرو مشتری و مشتری مداری مهم ترین عامل کسب موففیت درفعالیتهای تجاری مدیران و کارآفرینان میباشد. افزایش مشتریان باعاملی بنام رضایتمندی مشتریان بستگی دارد، جلب رضایت مشتری نیز خودبه اصولی همچون شناسایی و تامین نیازمندیها و انتظارات مشتریان ، کیفیت کالایا خدمات ، سرعت ارائه کالا و یاخدمات ، خدمات پس ازفروش واقعی و بدون چون و چرا ، برقراری ارتباط طولانی مدت بامشتری ، ازبین رفتن واسطه گران و.... وابسته میباشد.

منافع حاصل ازرعایت اصل مشتری مداری ازاصول هشت گانه مدیریت درسازمان:

افزایش درآمد سازمان

کاهش قیمت تمام شده بنفع مشتری بدلیل افزایش تولید

برند شدن سازمان

شناخت بازار و رفتار مشتریان جهت آینده نگری درطراحی محصولات یاخدمات جدید

افزایش رضایت مشتری باعث وفاداری مشتری شده واین امر سازمان رادربازار ماندگار می کند.

افزایش بهره وری سازمان

ایجاد نوعی کنترل کیفیت رایگان بنفع سازمان

اصل دوم: راهبری

رهبریک سازمان نظربه اهداف سازمانی ، گروهی و فردی درجهت رشد سازمان سیاست گذاری میکند. هرمدیری الزاماً رهبرنیست. رهبر فوق دست یک سازمان میباشدکه حتی مدیران نیزازوی خط مشی میگیرند. دربعضی ازسارمانها ممکن اااست خود رهبر ، مدیرهم باشد. وی بایدباتفکر و عملکرد ناب درجهت بهبود و افزایش بهره وری سازمان کمک کند. راهبران نقش ایجاد وحدت مقاصد و جهت گیری سازمان رابه عهده دارند درنتیجه بایدمحیطی راپدیدآورند تامدیران ارشد ، میانی و کارکنان بتوانند دردستیابی ببه اهداف سازمان دخیل باشند و درکنارهم سازمان رابه تعالی برسانند.

منافع حاصل ازرعایت اصل راهبری ازاصول هشت گانه مدیریت درسازمان:

ایجاد وحدت رویه و یکپارچگی درسازمان

ارزشها و الگوهای اخلاقی درتمام سطوح سازمان حفظ میشود.

بین کارکنان و مدیریت حس اعتماد و اطمینان بوجودمی آید.

وجودیک پشتیبان درسازمان

ایجادیک فضای مثبت و اطینان بخش تاکارکنان لبه مهارت های خود اعتماد کنند.

مقابله و مدیریت بحران

اصل سوم: مشارکت کارکنان

افراددرهرسطحی باشند ارکان سازمان هستند و دخیل بودن آنهاموجب میشودتاتواناییهای آنهادرجهت منافع سازمان مورد استفاده قرار گیرد. روح یک سازمان درگیر شدن کامل افراد درامور سازمان هست تاقابلیتها و ظرفیتهای افرادبرای دستیابی کبه هدف سازمان بکار گرفته شود. مشارکت کارکنان ازکانالهای متفاوتی همچون راه اندازی SS باروشهای قابل اجرا و راحت، برگزاری جلسات همگانی و تخصصی ، راه اندازی سیستم تشویق جهت مشارکت کارکنان و...

منافع حاصل ازرعایت اصل مشارکت کارکنان ازاصول هشت گانه مدیریت درسازمان:

ایجاد تنوع نوآوری و خلاقیت دررسیدن زبه اهداف سازمان

افراد شوق مشارکت دربهبود سازمان راپیدا میکنند.

اهمیت و نقش خودرادرسازمان درک میکنند.

تمایل افرادبرای ارتقا سطح دانش و تجربه خودوبه اشتراک گذاشتن دانش و تجارب

احساس مسئولیت بین کارکنان

ایجاد انگیزه درکلیه سطوح سازمان

ایجاد انگیزش بین افراد و پذیرش مشارکتهای گروهی سازمان.

اصل چهارم: رویکرد فرآیندی

هرفعاليت يامجموعه اي ازفعاليتهاكه منابعي رابه خدمت ميگيرد وآنرادرجهت تبديل ورودي گبه خروجي مديريت مينمايد، ميتوانديك فراينددرنظرگرفته شود.غالبا خروجي يك فرايند مستقيما ورودي فرايند بعدي راشكل ميدهد.

بكارگيري سيستمي ازفرايندها درون سازمان، همراه باشناسايي و تعيين ارتباط متقابل  فرايندها و همچنين مديريت آنها، بمنظورايجاد خروجي دلخواه، ميتواند بعنوان "رويكرد فرايندي" ناميده شود.

يكي ازامتيازات رويكرد فرايندي، كنترل مستمريست ککكه برروي ارتباط بين تك تك فرايندها درون سيستم فرايندها اعمال ميشود، همانطوركه برروي تركيب و تعامل بين آنهااعمال ميشود.

منافع حاصل ازرعایت اصل رویکرد فرآیندی ازاصول هشت گانه مدیریت درسازمان:

هزینه اهای کمتر و دوره زمانی کوتاه تر جهت انجام فرایندها

فعالیتها نظام یافته شده و نتیجه مطلوب تری حاصل میگردد.

درك و برآورده سازي الزامات

درک بهتر درمورد نقشها و مسئولیتها

نيازبه درنظرگيري فرايندها برحسب ارزش افزوده

حصول نتايج عملكرد و اثربخشي فرايند

بهبود مستمر فرايندها برپايه اندازه گيريهاي عيني

فعالیتهابه درستی ارزیابی میشودوبه اجرادرمی آیند

انتقال اطلاعات بین سطوح مختلف سازمان درست صورت میگیرد.

اصل پنجم: رویکرد سیستمی

ازپیش نیازهای مهم رویگرد سیستمی داشتن رویکرد فرایندیست. نگرش سیستمی دیدگاهی کل گراست اکه سازمان راترکیبی ازعناصر فنی و انسانی تلقی میکند. نظربه کاین نگرش هریک ازاجزا و عناصرفرایندهای تشکیل دهنده سازمان درارتباط باوظیفه خودسازمان راموردبررسی و ارزیابی قرارمیدهد. شناسایی، درک و مدیریت فرآیندهای مرتبط بهم بعنوان یک سیستم،به اثربخشی و کارایی سازمان دردستیابی ظبه اهداف کمک میکند.

منافع حاصل ازرعایت اصل رویکرد سیستمی ازاصول هشت گانه مدیریت درسازمان:

موجب اثربخشی و کارایی سازمان دردستیابی به اهداف میگردد.

افزایش تمرکز درفرآیندهای کلیدی

رویکردهای ساختار یافته ای جکه سازمان راهماهنگ و یکپارچه میکند.

هدف گذاری و تعیین اینکه چگونه فعالیتهای معین دردرون یک سیستم بایدانجام شود.

ایجاد نظم و انظباط سازمانی

کاهش هزینه مستقیم و غیر مستقیم

اصل ششم: بهبود مستمر

سازمان بايدبطور مستمر اثربخشي عملکرد خودراسنجیده و درجهت بهبود کل سازمان گام بردارد. بهبود مستمر میتواندازطریق بكارگيري اصول و سیاستهای کلان سازمان و خط‏ مشي آنها،پایش اهداف تعیین شده، استفاده ازنتايج مميزیها، تحليل داده‏ها ، تعریف و اجرای اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه و بازنگري مديريت تحقق یابد. معمولاً بهبود مستمر درقالب پروزه هایی تعریف ، برنامه ریزی ، اجرا ، کنترل د رصورت لزوم تغییر مییابد.

منافع حاصل ازرعایت اصل بهبود مستمر ازاصول هشت گانه مدیریت درسازمان:

رشد و تعالی سازمان

خروج ازرکود سازمانی

بهبود مستمر سیستم ازطریق پایش سیستم

کاهش درصد خطا درطول انجام فرآیندها

یافتن نقاط ضعف و قوت کارکنان درهریک ازسطوح سازمان

توجه و تمرکز بیشتر کارکنان  بدلیل سنجشهای مستمر

انعطاف پذیری درعکس العمل سریع درمقابل موقعیتهای تازه

اصل هفتم: رویکرد واقع گرایانه درتصمیم گیری

تصمیم گیری رکن اساسی و کانون اصلی مدیریت و سازمانهاست. تصمیم گیری عبارت است ازیک فرآیند رفتاری و آگاهانه شامل انتحاب ازمیان دویاچند راهکاربادیدگاه حرکت بسمت جلو و آینده نگریست بطوریکه بتوان منافع سیستم راتامین کند. گاهی سازمانها میپندارندکه تفکرات و ذهنیاتشان درمورد هدفی ، واقع بینانه میباشدوباتوجه بهمان دیدتصمیم گیری میکنند و همین امر موجب میشودتاتصمیم آنهاباشکست روبرو شودلذابرای یک تصمیم واقع گرایانه بایدیک بانک اطلاعاتی کامل داشته باشیم و تصمیمات مبتنی براطلاعات و تحلیل آنها گرفته شودتادرصد اشتباه درآن کاهش یابد.این تصمیم گیریها اغلب برپایه یک سری اهداف گرفته میشوند وهریک ازاین اهداف راباتوجه ببه هدف گذاریهای سازمانی (SMART) تعیین میکنند.

منافع حاصل ازرعایت اصل رویکرد واقع گرایانه ازاصول هشت گانه مدیریت درسازمان:

بالا بردن ضریب اطمینان جهت حصول تحقق اهداف تعیین شده

کاهش هزینه و ضایعات و ضرر و زیان

کاهش ضریب ریسک حاصل ازاجرای پروژه

کارکنان اهداف سازمان رادرک میکنندوبرای رسیدبه آنهاانگیره پیدا میکنند.

ایجادیک دیدگاه روشن آینده سازمان.

توانایی بیشتردربازنگری و تغییر نظرات

اصل هشتم: روابط سودبخش متقابل باتامین کننده

درهرسازمانی ممکنه خیلی ازفرایندهاازنظر فنی ویااقتصادی دردرون سازمان قابل اجرا نباشند. لذاجهت تامین مواد اولیه ، خدمات جانبی ، قسمتی ازمحصول یاخدمات ثبه تامین کنندگان ( پیمانکاران جزء) مراجعه میشود. طبعاًاین تامین کنندگان بایستی بدرستی شناسایی ، ارزیابی و بکار گرفته شوند. ایجادیک رابطه منطقی ، سود ده و اثر بخش میتوانددرارتقاء و رشد سازمان کمک کند. ﺳﺎزﻣﺎن و ﺗﺎﻣﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎنش ﺑﻫﻢ واﺑﺴﺘﻪ اﻧﺪوراﺑﻄﻪ ﺳﻮدﺑﺨﺶ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺑﯿﻦ آﻧﻬﺎﻣﻮﺟﺐ اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﻫﺮدودراﯾﺠﺎد ارزش میگردد.

منافع حاصل ازرعایت اصل روابط سودبخش متقابل باتامین کننده ازاصول هشت گانه مدیریت درسازمان:

افزایش توانایی سازمان درجهت ارائه محصول یاخدمت باکیفیت مطلوب

افزایش نرخ تولید و یاارائه خدمت باسرعت بالاتر

کاهش هزینه تولید و یاارائه خدمات

تمرکز برروی فعالیتهای اصلی سازمان و ازبین رفتن زمان فعالیتهای سربار

ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ دراﯾﺠﺎد ارزش دوطرف

تعیین فعالیتهای مشترک درتوسعه و بهبود

اصول هشت گانه مدیریت

مرکز مشاوره و اطلاع رسانی سیستم کاران

بامادرارتباط باشید...